حاج ملا هادي السبزواري

161

شرح مثنوى

شيئيت شيئى به صورت است نه به ماده . نبينى كه چون قوت گيرند به نوم و نحو آن از بىخوديها آثارى بر آنها مترتب شود . و همچنين سماوات در مثال مقيد امثال سماواتند در عالم ماده ، سيّما در وجود آن كه هيئت عالم را چنان كه هست رسيده . و همچنين در ارواح حقيقت همه در اين حقيقة الحقائق منطوى است . روح نباتى كه نفس نباتيه گويند با همهء قوايى و خدم و حشمى كه دارد از غاذيه و ناميه و مولده كه رؤساى قواى اويند و غير اينها كه كثرت وافره دارند در انسان متقرر است و روح حيوانى كه نفس حساسه گويند با همهء قوايى كه در عالم حيوانات دارد از محركهء شوقيه و محركهء عامله منبثّه در عضلات و مشاعر ظاهره و مدارك باطنه تماماً در انسان موجود است و عصمت و عفتى كه در ملايكهء عمليه موجود است در عقل عملى انسان كامل موجود است و علوم و معارفى كه در ملايكهء علَّامه موجود است در عقل علمى نظرى انسان كامل موجود است . بالجمله « آن چه خوبان همه دارند تو تنها دارى » . بلكه اوست شمس عالم و پرتو او بر عوالم ملك و فلك و جنّ و جانور و گياه و معدن و غيرها تابيده و انسان خود نور الله است . ياد دادش لوح محفوظ وجود تا بدانست آن چه در الواح بود ن ندارد - ك 53 32 ياد دادش لوح محفوظ وجود : ياد فعلى داد ، يعنى در وجودش گذارد نفس كليه را و نفس كليه لوح محفوظ است چنان كه عقل كل قلم است به حسب تأويل . و مثل اين است : ( ( 2649 ) ) تا ابد هر چه بود او پيش پيش * درس كرد از علَّم الاسماء خويش ن 131 16 - ك 54 1 ( ( 2650 ) ) تا ملك بىخود شد از تدريس او * قدس ديگر يافت از تقديس او ن 131 17 - ك 54 1 درس كرد . . . قدس ديگر : و اين گشادى ديگر مدرج شدن ملايكه است در وجود انسان كامل و مظهر اسماء تشبيهيه شدن مثل تنزيهيه و جامع شدن در اين وجود به سجودى كه كردند . ( ( 2653 ) ) گفت پيغمبر كه حق فرموده است * من نگنجم در خم بالا و پست ن 131 20 - ك 54 3 گفت پيغمبر : اشارت است به حديث قدسى كه لا يَسَعُني أرْضي وَلا سَمائى وَلكِنْ يَسَعُني قَلْبُ عَبدي الْمؤمِن ( 1 ) يعنى گنجايش ندارد مرا زمين من و نه آسمان من ولى گنجايش دارد مرا دل بندهء مؤمن من . ( ( 2656 ) ) گفت فادخل فى عبادى تلتقى * جنة من رؤيتى يا متقى ن 132 1 - ك 54 4 فادخل فى عبادى : داخل شو در بندگان من تا ملاقات كنى بهشتى از ديدار من اى پرهيزكار . اشارت است به كريمهء ، * ( فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَاُدْخُلِي جَنَّتِي 89 : 29 - 30 . ( 2 )

--> ( 1 ) - عوالى اللآلي ، ج 4 ، ص 7 . ( 2 ) - قرآن كريم ، سورهء فجر ، آيهء 30 .